هفته ی لاکی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
هفته ی لاکی من شروع شده ...خیلی عالیه..ممممممم..چه بوی خوبی میده لاک.. این ماه لاک کالباسی ..خیلی خوشرنگه.پسرم هم از لاک زدنم خوشش میاد ..میگه بده من برات بزنمحتما وقتی بزرگ بشه از اون مردهایی میشه که برای خانمهاشون لاک میزنن یه پست موقت دارم در مورد
دندانپزشک
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
دیروز تولد پسر بزرگم بود. عزیز دلم تولدت مبارک.ان شاالله همیشه سالم و سلامت باشی لبت خندون و دلت شاد باشه ..امیدوارم به تمام آرزوهای قشنگت برسی.چون دیروز بعدازظهر وقت دندونپزشکی داشتم صبح کیک تولدش رو پختم...درست همون لحظه ای که داشتم تزیین میکردم پس
دلهره
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
این روزاهای آخر سالی به بدترین شکل ممکن داره میگذره...خدایا صبری عطا کن. حالم خوب نیست.میترسم میترسم ...برای خودم ...نگرانم. اصلا فکرشو نمیکردم تو این سن و سال به همچین روزی برسم.. میگه ضعیفی ....افسرده شدی... نمیگه دلیلش چیه...چی شده که من اینجوری ا
گذر زمان
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
درود دوستان عزیز خیلی خیلی دیر کردم...از کی ننوشتم خیلی دوست داشتم بیام زودتر بنویسم ولی خب نشد .این هم از نعمات دو فرزندی از نوع پسر داشتنه...که وقت کم میارمکه خدا رو هزار بار شکر شکر از پسر بزرگم بگم که به سلامتی و با موفقیت سال پنچم تحصیلی رو پشت
سه روز دور از فضای مجازی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
سلام دوستان عزیز. خدا وشکر هوا خنک و عالی شده.چندروز بارندگی داشتیم.دیگه گرما کمرشکن شده. گوشیم خراب شدشارزنمیشد فعلا تعمیرگاه.. الان هم با گوشی شوهرم اومدم پست بزارم.. اول یه کم نا احت شدم که گوشیم خراب شد و نمیتونم به فضای مجازی دسترسی شته باشم ول
گرانی و مملکت گل و بلبل
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
متاسفانه گوشیم دیگه تعمیر نمیشه.. قیمت ها همه دوبرابرشدهگوشی خوب هم قیمت ها از یک میلیون و هفتصد شروع میشه... فعلا نمیگیرم سیم کارتم رو انداختم تو تبلت پسرم... کار تماس رو برام راه می اندازه.. پوشک بچه مای بی بی که سایز 6میخریدیم 30000الان شده350000
خریدگوشی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
درود دوستان عزیزم بالاخره گوشی خریدم.. نام نوکیا...اندروید 8..با این اوضاع و گرونی این بهترین انتخابی بود..هر چند زیاد به دلم ننشسته ولی خب چاره ای نیست..تو این چند وقتی که گوشی نداشتم خیلی دلتنگ فضای مجازی بودم..الان کن دارم بیخیالم ...آصلا حوصله ندارم +++دوست گرامی آی دی رو فراموش کردم اگه اینجا ر...
تولدم مبارک
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:05
سلام عزیزای دلم. سلام به وبلاگ گلم.دیروز تولدم بود .تولد سی و سه سالگی.... سی وسه تا بهارو تابستان و پاییز و زمستون پشت سر گذاشتم.خداروشکر.همسر و فرزندان سالم و خوب دارم. خداجون از این همه نعمت های خوبت سپاسگزارم...از این که فرصت زندگی دادی به من .
یه روز خوب برای همه و خوب تر برای پسرم
-
تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 19:51
سلام دوستان و همراهان عزیز.امیدوارم همگی خوب و سلامت باشینامروز به روز خوب و عالی بود.بعد از مدتها با هم چهارتایی رفتیم پارک...بعد از مدتها وقتی میگم یعنی خیلی ها دیگه نمیگم چندماه و چند سال ..ما برای تفریح و گردش بیشتر اوقات به جنگل و دریا و جاهای طبیعی میریم...شوهرم زیاد از پارک و جاهای شلوغ خوشش ...
تراوشات ذهن پریشانم
-
تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 19:51
گاهی فقط خصوصیات منفی طرف مقابلت به چشمت میاد...گاهی ...الان چند روزه همیشه نکات منفی شو میبیتم یا تو ذهنم مرور میکنم..هرچه میخوام به این پیامهای روانشناسی که تو این کانال های تلگرامی زیادهستن ,,مبنی بر اینکه نکات مثبت و منفی همسرتونو با هم ببینید ,ولی انگار نمیشه ...زندگی یه حقیقته ..حقیقت هم همیشه...
تعادل
-
تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 14:07
کاش هیچ وقت این فضاهای مجازی نمیومدن....نابود بشن همه.. دور شدیم ...گاهی میگی خیلی امروز سرم تو گوشی بود دیگه تا شب کار نمیکنم با گوشی ... فقط یه ساعت که میگذره دوباره گوشی رو برمیداری ...کر میشی..کور میشی متنفرم از این حالت ... تا خط قبلی رو غروب نوشته بودم...عصبانی بودم ولی به روی خودم نیاوردم ..گ...
دختر نداشتن
-
تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 14:24
خیلی حرفا تو ذهنم دارم نمیدونم از کجا شروع کنم ..قاطی پاطیه. گاهی به اوج میرسی داری تمام لذت رو میبری تو ابرها سیر میکنی دوست داری همدمت هم که همراهت داره میاد.واونم داره اوج میگیره..همه .چیز عالی عالی ..که یه لحظه همه چیز خراب میشه درست همون موقع که بالای بالا هستی ..درست همون لحظه که دوست داری زما...
این روزهای کوتاه.....
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:00
سلام بر دوستان وبلاگیم.امیدوارم همه شادوسلامت باشین.. حالم من هم خوب است میگذرد زندگی باهمه خوشی و ناخوشی.شکر خدا ..پسر هشت ماهه و ۱۶روزه ام هم خوبه...الان دیگه راحت میتونه بدون کمک بشینه...بهتر میتونه خودشو کنترل کنه که موقع افتادن آرو م سرش رو زمین میزاره.همه جا چهاردست و پا میره ...همه جا میگم یع...
بعد مدتها...خیاطی
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 12:11
سلام دوستای گلم.خیلی خیلی دلم برای اینجا و شما ها تنگ شده بود....خیلی وقته میخواستم بیام اما وقت نمیشد.. لاین ..تلگرام و...اومدن جای بلاگفای عزیز رو گرفتن..ولی هیچ چیز بهتر از این بلاگفا نیست.من اینجا دوستای خوبی پیداکردم...که همه مثل خواهر نداشته ام
عضو جدیدخانواده
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 12:11
سلام به دوستای گلم.. دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود .مخصوصا برای دوستای عزیزم.امیدوارم هر جا که هستین سلامت باشید. حالا از خودم بگم....خیاطی تموم شد ...خداروشکر امتحان رو هم خوب دادم... ویه اتفاق مهمتر اینکه دوباره دارم مامان میشم..به لطف خدای مهربو
هفت ماهگی
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 12:11
سلام به دوستان و همراهان عزیز.امیدوارم حال همگی خوب باشه. چند روزی هست وارد هفت ماهگی شدم.دیگه واقعا سنگین شدم..شبهاهم خیلی سخت شده برام .گاهی باید بشینم تا پهلو به پهلو بشم.معده ام هم شبها خیلی میسوزه...گاهی انگاری میخواد سوراخ بشهاصلا از شبا خوشم ن
ترومبوز وریدی
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 12:11
وقتی برای بچه دارشدن دوباره تصمیم گرفتیم,یاد زایمان اول و مشکلاتش افتادیم.از همان اول به فکر این بودم که پیشگیری کنم از اون اتفاقات... حالا بگم براتون که چی بود...من سر زایمان اولم دچار ترمبوز وریدی شده بودم...یعنی لخته شدن خون در ساق پا ..که خیلی دی
تولدده سالگی پسرم
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 12:11
سلام به دوستان عزیزم. اسفند هم از راه رسید .ماه خونه تکونی ..ماهی که اومدن بهار رو خبر میده و همه در تکاپو هستند...یکی شستو شو ..یکی خرید ..فقط مراقب خودتون باشید.تو این خونه تکونی ها به خودتون صدمه نزنید. من که امسال زیاد نتونستم کاری انجام بدم..الب
سال نو مبارک
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 12:11
سلام به دوستان و همراهان عزیزم. سال نو مبارک .امیدوارم سالی پر از خیر و برکت و سلامتی داشته باشید.سالی که به آرزوهای قشنگتون برسین. امسال برای خانواده ما هم سال به یادماندنی میشه ...چون یکی دیگه به جمع ما اضافه میشه ...ما هم میشیم چهارنفر دیگه روزهای
پسرم به دنیا اومد
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 12:11
سلام دوستان عزیزم. خیلی وقته میخوام بیام بنویسم وقت نمیشه. امروز دقیقا یک ماه و یک روزه که زایمان کردم.پسر گلم به دنیا اومد. زایمانم طبیعی بود....بعد سر فرصت در مورد جزییاتش صحبت میکنم...فقط اینو بگم که پسر کوچولوم خیال اومدن نداشت ...سفت چسبیده بود