تولدده سالگی پسرم

خرید بک لینک
سلام به دوستان عزیزم.

اسفند هم از راه رسید .ماه خونه تکونی ..ماهی که اومدن بهار رو خبر میده و همه در تکاپو هستند...یکی شستو شو ..یکی خرید ..فقط مراقب خودتون باشید.تو این خونه تکونی ها به خودتون صدمه نزنید.

من که امسال زیاد نتونستم کاری انجام بدم..البته اینم بگم که من از اون دسته از آدمها نیستم که به خاطر اومدن عید وسال جدید کل خونه رو بشورم..سعی میکنم در طول سال کارامو انجام بدم وآخر سال هم یه سرکشی کلی میکنم...چون یه کابنیت اضافه کردیم فقط یه کمظرفهای بوفه و کابنیت هارو شستم و جابجا کردم ..البته اونم مامان جونم اومد کمکم کرد..با وجود این فینگیلی نمی تونستم زیاد کاری انجام بدم...برام سخت شده..سریع به نفس زدن تند می افتم...پاهام سست میشه...بعد انگار یه وزنه صد کیلویی به شکمم بسته باشه موقع راه رفتن برام سنگین میشه.

وارد ماه هشتم شدم..ماشاالله خیلی شلوغ کار شدی پسرم گاهی یه حرکتهایی انجام میدی که میترسم نکنه جات تنگ باشه..خیلی دیگه نمونده یه کم دیگه تحمل کنی به امید خدا میای تو بغلم...امیدوارم این دوران قشنگ قسمت همه ی خانمهای عزیز بشه.مخصوصا دوست عزیز وبلاگی

جمعه ای که گذشت تولد پسر گلم بود .۶اسفند۸۵ساعت ۱۰صبح به دنیا اومده بود.

امسال بنابه دلایلی نشد براش تولدی بگیرم ..حتی نشد یه کیک براش بپزم ولی کادوهاش محفوظ بود پدربزرگها و مادر بزرگها کادوهاشونو دادن..

پسر گلم خیلی به من کمک میکنه .قربونش برم..احساس مسولیت میکنه..خیلی هم روی من حساسه..از ترس نمیتونم بگم حالم بده ...کلی ناراحت میشه...میگه هیچ وقت نگو حالم بده ...

چند وقت پیش چند تار موی سفید لای موهام دید ..گفت مامان موهات سفید شده..گفتم..آره دیگه دارم پیر میشم..با اخم یه نگاهی بهم کردو گفت الان همه رودونه دونه قیچی میکنم که دیگه موی سفید نداشته باشی...

پسر عزیزم امیدوارم همیشه این دل مهربون رو داشته باشی..هیچ وقت سختی های زندگی رو قلب پاکت اثر نزاره

****الهام خانم شما هیچ آدرسی نزاشتین ..در مورد شیرین جون پرسیدین..منم خبری ازشون ندارم..ان شاالله که هر جا هستن صحیح و سالم با گل پسرشون باشن.

مرواریدهای تیز...

ما را در سایت مرواریدهای تیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 12:11

صفحه بندی